تبليغاتX
دهکده ی جک

دهکده ی جک

۱)يه بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش ميپرسه: جريان اين ماهيه چيه؟ ميگه: دارم براي شام ميبرمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!


۲)تركه مياد تهران، يه دختر خوشگل ميبينه، بهش ميگه: خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!


۳)تركه ساندويچ فروشي داشته، يك روز يك بابايي مياد ميگه: قربون يك ككتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!


(۴)تركه ميره بقالي، ميبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!


۵)مرد: قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخور كره
اولي به دومي: آن دو نفر را ميبيني؟ ده سال است كه ازدواج كردهاند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر ميكند اصلا ازدواجي بينشان صورت نگرفته است


۶)تركه تيشرت تايتانيك ميپوشه، ميره دريا غرق ميشه


۷)رئيس: خجالت نميكشي تو اداره داري جدول حل ميكني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نميذاره آدم بخوابه!


۸)مردي در خانهاي ميرود و از پسر صاحبخانه طلب آب ميكند. پسر كاسهاي پر از آب آورده، به دست مرد ميدهد. ناگهان كاسه از دست مرد ميافتد و ميشكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي ميكند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد ميگويد: عيب نداره، به بابام ميگم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!

۹) تركه ميخوره زمين، كمونه ميكنه بعدش تو كلانتري ميگه: من رضايت نميدهم!

۱۰)تركه ميره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين

۱۱) يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بينيام چكه ميكرد!


۱۲) تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته!

 
۱۳)تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نميدانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!


۱۴)دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه ميكنيم و اگر سكه روي لبهاش ايستاد ميريم درس ميخونيم!


۷۳)تركه چهار تا قالب صابون ميخوره تا به مرز خودكفايي برسه!

 
۷۴) معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا – بي – سي – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنجتا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...


۷۵)لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده، آسفالت زياد مياره، سرعت گير ميذاره!


۷۶)مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: ميخوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيهاش هم براي خودم يه پيرهن ميدوزم.


۷۷)غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.

 
۷۸)از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني مي پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي ميگه: کوپن چيه؟ آفريقايي ميگه: گوشت چيه؟ ايرانيه ميگه: نظر چيه؟!


۷۹) آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد!


۸۰)به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!


۸۱)غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچهها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!

۸۲)بهمن و علي(اصفهاني) سرباز بودن. بهمن ميميره، علي ميره براي خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگرافخونه ميگه: هر کلمه هزار تومان، براي تاريخ و امضا هم پول نميگيريم. علي ميگه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !

 
۸۳)غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد!


-۸۴) يه روز به تركه ميگن با كشور جمله بساز. ميگه: با كش ور رفتم خورد تو چشم.تركه داشته بالاي يك ساختمون پنجاه طبقه كار مي‌كرده. يهو يكي از اوون پايين داد ميزنه: هوي غضنفر, خونتون آتيش گرفته،‌ زن و بچت هم سوختن،‌ مردن! تركه هم ميگه: ديگه اين زندگي براي من معني نداره. خودشو از اوون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته مي افتاده،‌ يهو به خودش ميگه: اااه.. من كه بچه ندارم! دوباره يخورده ميره، يهو ميگه: اااه.. من كه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،‌ميگه: اااه..! من كه غضنفر نيستم!


-۸۵) يه روز به تركه ميگن با كشور جمله بساز. ميگه: با كش ور رفتم خورد تو چشم.


-۸۶) دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد ميكنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!

 
۸۷)يه تركه پليسه راهنمايي و رانندگي ميشه. توي خيابون ميبينه يه ماشين گلف قرمز رنگ؛ داره تند ميره. ميره پشت سر ماشين توي بلند گو ميگه: پرايد! نوك مدادي! بزن كنار. ماشينه سرعتشو زيادتر ميكنه. تركه ميره جلوش خلاصه به هر ترتيبي كه بود ماشينه رو نگه ميداره. به راننده ماشين ميگه: مگه نگفتم پرايد نوك مدادي بزن كنار؟ چرا نزدي كنار؟ يارو ميگه اين كه نوك مدادي نيست قرمزه.
تركه ميگه گرمزه كه گرمزه؛ خوب نوك مداد گرمزه. بد راننده شاكي ميشه؛ ميگه: خوب اينكه پرايد نيست؛ گلفه. تركه ميگه گلفه كه گلفه؛ از پنجرش بيا بيرون. (قابل توجه: در زبان تركي؛ حرف ق وجود ندارد.)


۸۸)تركه ميشه رييس صدا و سيما بعد از دو روز بركنارش ميكنن.
واسه اينكه وسط اذون پيامهاي بازرگاني پخش ميكرده!


۸۹)آبادانيه رو برق ميگيره، ميگه: ولك ولم كن تا ولت كنم


۹۰)ارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟ قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟ يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!!!!!


۹۱)يك روز يك عربه داشته به صورت پرانتزي راه ميرفته.
يك نفر بهش ميگه چرا تو پرانتزي راه ميري؟
عربه جواب ميده: حتما موضوع مهمي داخل پرانتزه!


۹۲)يه بار عربه با تركه دعواش ميشه. شروع ميكنن به زبون خودشون به هم ديگه ناسزا گفتن .يهو تركه با خودش ميگه چه آدم خوبيه. من دارم فحشش ميدم اين برام قرآن ميخونه!


۹۳)عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟ يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه... عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه::‌اا.....ه! ولك توچقدر ميخ داري!


۹۴)يك گنجيشك آباداني داشته واسه خودش پرواز ميكرده، يهو از دور يك عقاب ميبينه. ميره جلو، بال هاشو باز ميكنه، ميگه: هو ولك, بالها رو حال مي‌كني؟ عقابه ميگه: برو عموجون، حال و حوصله ندارم. گنجيشكه ميگه: نه جون ولك، نيگاه كن هيبت بال رو، رنگ پر رو، حال ميكني؟ عقابه ميگه: برو بچه به بازيت برس... من بهت اشاره كنم همه پرهات ميريزه. گنجيشكه از رو نميره، ميگه: هه هه, ولك پرهاي من بريزه؟ نظاره كن قطر بال رو.... صفا كنز عقابه شاكي مشه، يك تلنگر ميزنه به گنجيشكه، يارو همة پرهاش ميريزه، تعادلشو از دست ميده، سقوط ميكنه. همونجور كه داشته لخت مادرزاد مي افتاده پايين، داد ميزنه: هوو ولك.... حال ميكني هيكل رو؟


۹۵)به آبادانيا خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون.........تريپ مشكي!


۹۶) يه روز خدا تصميم مي گيره به سه تا از بنده هاش چيزي بده. يك فرانسوي و يك آلماني و يك اصفهاني رو انتخاب مي كنه و به فرانسوي ميگه: چي از دنيا مي خواي؟ فرانسوي مي گه: خدايا، من يه همسايه دارم كه يه ويلاي بزرگ تو بندر مارسي داره، دلم مي خواد مثل اون ويلا رو تو مارسي داشته باشم. خدا بهش يه ويلا مثل همون تو مارسي ميده.

۹۷)خدا از آلماني مي پرسه: تو چه آرزويي داري؟ آلمانيه ميگه: خدايا؛ همسايه من يه بنز 600 مدل 2003 داره. خدا ميگه: مي خواي تو هم مثل اون بنز رو داشته باشي؟ آلمانيه ميگه آره و خدا يك بنز 600 مدل 2003 به اون ميده.

۹۸)خدا از اصفهانيه مي پرسه: تو چه آرزويي تو دنيا داري؟ اصفهانيه ميگه: خدايا همسايه ما يه مزرعه بزرگ تو نجف آباد داره كه خيلي آباد هست. خدا ميگه: مي خواي يه مزرعه شبيه اون رو به تو بدم؟ اصفهاني ميگه: نه خداجون نميخواد به من بدي، مال اونو ازش بگير!!!!!


۹۹)اصفهانيه سوار تاكسي ميشه، آخر مسير به رانندهه ميگه: حاج آقا كرايه ما چقدر شدس؟ يارو ميگه: 60 تومن. اصفهانيه ميگه: اولندش چه خبره 50 تومان؟!!! دومندش كه 40تومن بيشتر نميشه، بعدشم من 30 تومن بيشتر ندارم، حالا فعلا اين 20 تومنو بگير.... يارو پولو ميگيره، ميشمره ميبينه 10 تومنه!


۱۰۰)وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش،‌زخم و زيلي مي‌شدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار مي‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!‌ يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيمبا نظراتتون دل مملي رو شاد کنید

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 15:30  توسط فرهاد  | 

۵)به غضنفر گفتند: ?? شهريور چه روزيه؟ کمي فکر کرد و گفت: فکر مي کنم ?? خرداد باشه


۲۶)یه روز به تركه ميگن با كشور جمله بساز. ميگه: با كش ور رفتم خورد تو چشم.


۲۷)دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد ميكنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم


۲۸)آبادانيه رو برق ميگيره، ميگه: ولك ولم كن تا ولت كنم


۲۹)يه تركه پليسه راهنمايي و رانندگي ميشه. توي خيابون ميبينه يه ماشين گلف قرمز رنگ؛ داره تند ميره. ميره پشت سر ماشين توي بلند گو ميگه: پرايد! نوك مدادي! بزن كنار. ماشينه سرعتشو زيادتر ميكنه. تركه ميره جلوش خلاصه به هر ترتيبي كه بود ماشينه رو نگه ميداره. به راننده ماشين ميگه: مگه نگفتم پرايد نوك مدادي بزن كنار؟ چرا نزدي كنار؟ يارو ميگه اين كه نوك مدادي نيست قرمزهتركه ميگه گرمزه كه گرمزه؛ خوب نوك مداد گرمزه. بد راننده شاكي ميشه؛ ميگه: خوب اينكه پرايد نيست؛ گلفه. تركه ميگه گلفه كه گلفه؛ از پنجرش بيا بيرون. (قابل توجه: در زبان تركي؛ حرف ق وجود ندارد


۳۰)تركه ميشه رييس صدا و سيما بعد از دو روز بركنارش ميكنن.
واسه اينكه وسط اذون پيامهاي بازرگاني پخش ميكرده


۳۱)یه بار عربه با تركه دعواش ميشه. شروع ميكنن به زبون خودشون به هم ديگه ناسزا گفتن .يهو تركه با خودش ميگه چه آدم خوبيه. من دارم فحشش ميدم اين برام قرآن ميخونه!

۳۲)عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟ يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه... عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه::‌اا.....ه! ولك توچقدر ميخ داري

۳۳)يك گنجيشك آباداني داشته واسه خودش پرواز ميكرده، يهو از دور يك عقاب ميبينه. ميره جلو، بال هاشو باز ميكنه، ميگه: هو ولك, بالها رو حال مي‌كني؟ عقابه ميگه: برو عموجون، حال و حوصله ندارم. گنجيشكه ميگه: نه جون ولك، نيگاه كن هيبت بال رو، رنگ پر رو، حال ميكني؟ عقابه ميگه: برو بچه به بازيت برس... من بهت اشاره كنم همه پرهات ميريزه. گنجيشكه از رو نميره، ميگه: هه هه, ولك پرهاي من بريزه؟ نظاره كن قطر بال رو.... صفا كنز عقابه شاكي مشه، يك تلنگر ميزنه به گنجيشكه، يارو همة پرهاش ميريزه، تعادلشو از دست ميده، سقوط ميكنه. همونجور كه داشته لخت مادرزاد مي افتاده پايين، داد ميزنه: هوو ولك.... حال ميكني هيكل رو؟


۳۴)به آبادانيا خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون.........تريپ مشكي!
۳۵)خدا از اصفهانيه مي پرسه: تو چه آرزويي تو دنيا داري؟ اصفهانيه ميگه: خدايا همسايه ما يه مزرعه بزرگ تو نجف آباد داره كه خيلي آباد هست. خدا ميگه: مي خواي يه مزرعه شبيه اون رو به تو بدم؟ اصفهاني ميگه: نه خداجون نميخواد به من بدي، مال اونو ازش بگير

۳۶)اصفهانيه سوار تاكسي ميشه، آخر مسير به رانندهه ميگه: حاج آقا كرايه ما چقدر شدس؟ يارو ميگه: 60 تومن. اصفهانيه ميگه: اولندش چه خبره 50 تومان؟!!! دومندش كه 40تومن بيشتر نميشه، بعدشم من 30 تومن بيشتر ندارم، حالا فعلا اين 20 تومنو بگير.... يارو پولو ميگيره، ميشمره ميبينه 10 تومنه
۳۷)وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش،‌زخم و زيلي مي‌شدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار مي‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!‌ يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيم


۳۸)كرده تو كردستان پونزده نفرو مي‌كشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه. مي‌گيرن شلوارشو درميارن،‌ استرچ مي‌كنند پاش


۳۹)يه روز يه آباداني رو ميخواستن شكنجش بدن:
ميبندنش به درخت براش نوار بندري ميذارن


۴۰)تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمرا تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!!!


۴۱)به عربه ميگن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه. ولي تو خونه "6 كوچيك" صدام ميكنن.


۴۲)تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه

۴۳) تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد


۴۴)تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟


۴۵)تركه ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ رانندهه ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره، ميگه:‌ اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاهب به كيف پولش مي‌كنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده‌ و بسم‌الله شروع مي‌كنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده،‌ رانندهه ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه:‌ نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه سختشه، بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: ‌اينجا كرج بود؟ راننده ميگه:‌ آره. تركه ميگه:‌ خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم


۴۶)يارو تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3:قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه!

۴۷) يارو آخر عمري بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. مي شكونن به هركي 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. مي شكونن. به هر كي 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين ميشكونن. به هر كي يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين مي شكونن. ميگه حيف كه خرين؛ وگرنه نصيحتتون ميكردم

۴۸) آبادانيه ميرسه به رفيقش، ميگه: كاكا شنيدي آبادان 12 ريشتر زلزله اومده؟! رفيقش ميگه: اي بابا، يعني آبادان با خاك يكسان شده؟ آبادانيه ميگه: به! چي ميگي كاكا! مگه بچه‌ها گذاشتن!؟


۴۹)تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بودا!


۵۰)تركه سوار يه خره عكس ميگيره. عكس رو ميفرسته براي مادرش،‌ زير عكسه مينويسه: ((سلام بر ننم اينا،‌ بالايي منما!)


۵۱)تركه دو تومنيش ميفته تو جوب، يه پنج تومني از تو جوب ور ميداره، سه تومن مي ندازه تو جوب!


۵۲)تركه ده هزار تومن تو جيبش بوده مي‌خواسته بره مواد بگيره. تو راه نيرو انتظامي رو ميبينه، پولا رو پرت ميكنه تو جوب!


۵۳)يه مرده به رفيقش ميگه : ببين، من هر وقت با زنم دعوا مي كنم، هميشه حرف آخر رو من مي زنم و اون هيچي نميگه. رفيقش ميگه : بابا دمت گرم ، كارت خيلي درسته، حالا اون حرف آخر چيه؟ ميگه: "غلط كردم

۵۴) زن و شوهري در تاتر نشسته بودند و مرتبا با هم پچ پچ ميكردند مردي از رديف عقب رو به شوهر كرد و گفت : آقا ، ما حتي يك كلمه هم نمي فهميم مرد با عصبانيت گفت : اصلا" به شما چه ارتباطي دارد كه من و زنم چي به هم ميگيم


۵۵)تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره با چكش ميزنه كجش ميكنه
۵۶)يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد؛ چهارم ميشه    تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مردهها تقسيم ميكرد

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 15:29  توسط فرهاد  | 

۲)تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن(با حال بود مریم جون)


۳)تركه ساندويچ فروشي داشته، يك روز يك بابايي مياد ميگه: قربون يك ككتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟


۴)تركه ميره بقالي، ميبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟


۵)مرد: قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخور كره
اولي به دومي: آن دو نفر را ميبيني؟ ده سال است كه ازدواج كردهاند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر ميكند اصلا ازدواجي بينشان صورت نگرفته است(مریم خیلی باحلالی)


۶)تركه تيشرت تايتانيك ميپوشه، ميره دريا غرق ميشه


۷)رئيس: خجالت نميكشي تو اداره داري جدول حل ميكني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نميذاره آدم بخوابه

۸)مردي در خانهاي ميرود و از پسر صاحبخانه طلب آب ميكند. پسر كاسهاي پر از آب آورده، به دست مرد ميدهد. ناگهان كاسه از دست مرد ميافتد و ميشكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي ميكند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد ميگويد: عيب نداره، به بابام ميگم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!


-۹) تركه ميخوره زمين، كمونه ميكنه بعدش تو كلانتري ميگه: من رضايت نميدهم


۱۰)تركه ميره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين


۱۱)تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته!


۱۲)تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نميدانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!

۱۴)تركه چهار تا قالب صابون ميخوره تا به مرز خودكفايي برسه!


۱۵)تركه ميرسه، ميخورنش


۱۶)مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: ميخوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيهاش هم براي خودم يه پيرهن ميدوزم


۱۷)از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني مي پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي ميگه: کوپن چيه؟ آفريقايي ميگه: گوشت چيه؟ ايرانيه ميگه: نظر چيه؟


۱۸)آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد


۱۹)به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟


۲۰)غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچهها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني


۲۱)غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد


۲۲)غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد


۲۳)به غضنفر گفتند: ?? شهريور چه روزيه؟ کمي فکر کرد و گفت: فکر مي کنم ?? خرداد باشه!


۲۴)يه روز به تركه ميگن با كشور جمله بساز. ميگه: با كش ور رفتم خورد تو چشمتركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مردهها تقسيم ميكرد !


۲)تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن(با حال بود مریم جون)


۳)تركه ساندويچ فروشي داشته، يك روز يك بابايي مياد ميگه: قربون يك ككتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟


۴)تركه ميره بقالي، ميبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟


۵)مرد: قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخور كره
اولي به دومي: آن دو نفر را ميبيني؟ ده سال است كه ازدواج كردهاند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر ميكند اصلا ازدواجي بينشان صورت نگرفته است(مریم خیلی باحلالی)


۶)تركه تيشرت تايتانيك ميپوشه، ميره دريا غرق ميشه


۷)رئيس: خجالت نميكشي تو اداره داري جدول حل ميكني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نميذاره آدم بخوابه

۸)مردي در خانهاي ميرود و از پسر صاحبخانه طلب آب ميكند. پسر كاسهاي پر از آب آورده، به دست مرد ميدهد. ناگهان كاسه از دست مرد ميافتد و ميشكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي ميكند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد ميگويد: عيب نداره، به بابام ميگم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!


-۹) تركه ميخوره زمين، كمونه ميكنه بعدش تو كلانتري ميگه: من رضايت نميدهم


۱۰)تركه ميره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين


۱۱)تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته!


۱۲)تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نميدانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!
۱۳)دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه ميكنيم و اگر سكه روي لبهاش ايستاد ميريم درس ميخونيم!


۱۴)تركه چهار تا قالب صابون ميخوره تا به مرز خودكفايي برسه!


۱۵)تركه ميرسه، ميخورنش


۱۶)مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: ميخوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيهاش هم براي خودم يه پيرهن ميدوزم


۱۷)از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني مي پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي ميگه: کوپن چيه؟ آفريقايي ميگه: گوشت چيه؟ ايرانيه ميگه: نظر چيه؟


۱۸)آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد


۱۹)به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟


۲۰)غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچهها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني


۲۱)غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد


۲۲)غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد


۲۳)به غضنفر گفتند: ?? شهريور چه روزيه؟ کمي فکر کرد و گفت: فکر مي کنم ?? خرداد باشه!


۲۴)يه روز به تركه ميگن با كشور جمله بساز. ميگه: با كش ور رفتم خورد تو چشم    

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 15:28  توسط فرهاد  | 

 

۳- اصفهانيه سوار اتوبويس سوپر ويژه ميشه بدنش تعجب مي كنه


۴- تر كه با دوست دخترش ميره بيرون يه دفه پدر دختره از راه ميرسه
مي گه: شما چه غلطي مي كنين. تر كه مي گه : به تو چه مربوطه خواهرمه


۵- به لره مي گن زبان لري چه زبانيه ميگه فارسي رو ديدي برين توش


۶- تر كه ميره حموم مي بينه آب داغه خودش و با نعلبكي مي شوره


۷- به تر كه مي گن دو دو تا مي گه مگه من كامپيوترم


۸- تركه چراغ جادو پيدا ميكنه بعد از اينكه غولش در اومد به تركه گفت يه آرزو كن


تر كه مي گه خليج فارس و آسفالت كن غوله مي گه سخته يه آرزو ي ديگه كن
تر كه ميگه من و آدم كن غوله مي گه ولش ميرم همون خليج فارس و آسفالت كنم


۹- قاضي : خانم چرا با صندلي زدين تو سر شوهرتون
خانم: آخه زورم به ميز نرسيد


۱۰- به تركه ميگن : خر بهتره يا گاو مي گه : گاو
مي گن : چرا مي گه : آخه آدم كه از خودش تعريف نميكنه     

۱-دعوای پولی
آقای مدیر: علی چرا دیر اومدی مدرسه؟
علی: دو نفر یر پولی که گم شده بود داشتند دعوا می کردند منم ایستادم به تماشای آن
آقای مدیر: دعوای اونها چه ربطی به تو داشت؟
علی: پول زیر پای من بود


۲-واحد پول جدید
معلم : واحد پول چیست؟
شاگرد : متر!
معلم : کی گفته؟
شاگرد : یکی از بانک ها تو روزنامه اعلام کرده بود ۱۳۷۰ متر اسکناس ۲۰۰۰ تومانی جایزه میده


۳-لجبازی
مادر : پسرم تا کی میخای در رفتن به مدرسه لجبازی کنی؟


پسر : تا آخر خرداد ماه سال آینده مادر جان؟
۴-به پای ترکه میخ میره ترکه تا میخو در میاره میبینه خون میاد دو باره میخ رو میزاره سر جاش


۵-ترکا با رشتیا سر دریای خزر دعواشون میشه بعد دریا رو با طناب به دو قسمت تقسیم میکنن شب رشتیا یه سروصدا می شنون میرن می بینن که ترکا با سطل از طرف رشتیا آب بر میدارن میریزن سمت خودشون


۶- گروه تبریز در مانور کربلای ۵ شرکت میکنه و بعد از کلی مانور از دشمن فرضی شکست می خورن


۷-ترکه دور خودش میچرخه بعد هرز می شه


۸-ترکه میره کله پزی یاره بهش میگه قربان چشم بزارم ترکه میگه نه آقا ؟ حداقل صبر کن برم قایم شم


از یه ترکه می پرسن چهار شیشتا چند تا میشه یه کم فکر میکنه مغزش رگ به رگ میشه.
از یه ترکه نوار مغزی میگیرن بیست دقیقه اولش خالی بوده.


یه ترکه بازرس اداره تعزیرات بوده بعد از بازدید از یه کارخونه یخ سازی دره کارخونه رو میبنده.ازش می پرسن چرا دره کارخونه رو بستی؟میگه آخه آب قاطی یخاش میکرد.


یه ترکه میره جلو یه نفرو می گیره میکه آقا شما علی پسر ممد پاسبان نوه حاج قنبر کفاش نیستی؟طرف میگه بله هستم.ترکه میگه ببخشید اشتباه گرفتم.


یه ترکه دفتر خاطراتش تموم میشه میندازش دور.
یه ترکه جورابش واسش بزرگ بوده جلوش پنبه میزاره.


     به باباي حسين فهميده ميگن نظرت راجع به پسرت چيه؟؟ميگه خودش كه مرد به جهنم..هنوز دارم قسط هاي تانك رو ميدم
 یه جوکه پاره میشه ترکها ازش می ریزند بیرون


يه تركه زنگ ميزنه125 ميگه آقا يه 110 بده باقيشو آدامس بده


اصفهاني قرص اکس مي خوره سوار ماشين مي شه
دو نفر حساب مي کنه


خدا زمين و آسمان را آفريد گفت: چه زيباست
مرد را آفريد گفت: چه زيباست
زن را آفريد گفت: عيب نداره آرايش ميکنه خوشگل ميشه


زنه رشتيه دير مياد خونه. شوهرش ازاش مي پرسه خانم جان چرا دير اومدي...؟
زنه ميگه آخه يه مرده آفتاده بود پشته سرم..مرتيکه اينقد يواش راه ميومد
 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 15:27  توسط فرهاد  | 

۱- ترکه مسئول بسته بندی کبریت می شه کارخانه برشکست می شه
چراااا....؟
چون تمام کبریت ها رو امتحان می کرده


۲- ترکه شهردار مکه می شه بعد از یه مدت بر کنار می شه
چراااا....؟
چون خانه خدا رو هم تو طرح خیابون کشی گذاشته بود


۳- ترکه شهردار اصفهان می شه بعد از یه مدت بر کنارمی شه
چراااا....؟
چون منار جنبان رو تو طرح مقاوم سازی بنا ها گذاشته بود که دیگه این قدر تکون نخوره


۴- اولی : اگه گفتی برای کو بیدن یه میخ به دیوار چند تا ترک هم کاری میکنن؟
دومی: خوب یه نفر
اولی : نه بابا- ۷۲ نفر
دومی : چه طور ؟
اولی : یکی میخ نگه می داره یکی چکش ۷۰ نفر بقیه دیوار رو به طرف میخ هل می دن


۵- از نظر ترکها فرق بین حادثه و فاجعه چیه ؟
حادثه یعنی اینکه ۱۰۰۰ تا ترک در یک کشتی غرق بشن
فاجعه یعنی اینکه هر ۱۰۰۰ تا شون شنا بلد باشن


۶- از ترکه می پرسن آیا ماه مسکونیه
میگه : آره مگه نمی بینی که شب ها چراغ هاش روشنه

۳- دوتا ماشين با هم تصادف ميكنند و از اتفاق يكيشون ترك بوده. افسر مياد و از تركه ميپرسه كدومتون مقصر بوديد ؟ تركه ميگه والله من خواب بودم نديدم كي مقصر بوده ها .


۴- چه جوری يه ترک رو شناسايی کنيم ؟؟؟ ۱- اگه ديدی يه بابايی کاپشنش رو کرده زير شلوارش . شلوترش رو هم تا دم دهنش کشيده بالا بدون ....... ۲- اگه ديدی يه بابايی ساعت ۸ شب ۴۰ تا نون بربری زير بغلشه بدون ....... ۳- اگه ديدی يکی تو کافی نت داره با ياهو هلپر چت ميکنه بدون يارو ....... ۴- اگه ديدی طرف تو اتوبان ترمز دستی گشيده بدون ........ ۵- اگه ديدی طرف RD داره پشتش نوشته GLX بدون ........ ۵- اگه ديدی طرف سيگارش رو ميندازه زير پای چپش بعد با پای راستش خاموشش ميکنه بدون ........ ۶- اگه ديدی کسی تا آخر اين نوشته رو ميخونه بدون طرف ترکه !!!


۵- يك ترك از زندان بيرون مياد. دوستانش از وضعيت در زندان ازش سوال ميكنند وضعيت زندان چتور بوده ميگويد اي بابا توي زندان شكنجه هاي روحي و جسمي ميدادند دوستش سوال ميكنندجسمي چي بوده ميگويد با شلاق مارا ميزدند پس روحي چيه ميگويد نون بربري اون بالا اويزون ميكردنند.


۶- ترك ميره قهوه خونه ميگه يك فنجان قهوه چنده.مرده ميگه 500 تركه ميگه شكرش چنده و مرده ميگه مجاني و تركه ميگه پس 2 كيلو شكر بده.۱- ترکه زنگ میزنه به ۱۱۰ می گه ببخشید فرمان و دنده و گاز و ترمز و کلاج ماشین منو دزدیدیندپلیس ۱۱۰ به ترکه می گه ببخشید شما ترکین میگه آره .پلیس بهش می گه پس لطف کنید برید جلوی ماشین بشینید.


۲- غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد.


۳- به تركه ميگن علي يارت ميگه ما تيممون تكميله يار خودتون.


۴- از غضنفر مي پرسن؟ از چه شبکه اي خوشت مي آد؟ مي گه: ازشبکه سه، مي پرسن؟واسه چي؟ مي گه: چون عکس ۳ تا بربري روش هست.


۵- از غضنفر مي پرسن؟ چه طوري ترک شدي ؟مي گه: اولش تفريحي بود.


۶- غضنفر تلويزيونو روشن مي کنه، مي بينه: هر ۶ کانال قرآن داره، تلويزيونو خاموش مي کنه،مي بوسه و مي ذاره رو تاقچه.


۷- تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند.


۸- يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته

                                                                                                             

     ۳-ترکه ساعت سه نصفِ شب زنگ میزنه صدا و سیما، میگه: ببخشید آقا به نظرِ شما الان مسئول مملکت خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی احتمالاً باید خواب باشن. ترکه میگه: معذرت میخوام؛ ولی آقای رئیس جمهور چی، ایشون هم خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی یحتمل ایشون هم خواب باشن. ترکه میگه: ببخشید ولی آقای وزیر چی؟ یارو میگه: احتمالاً ایشون هم خواب هستن، چطور؟ ترکه میگه: پس دمت گرم حالا که همه اینا خوابن یه شو هندی بذار حال کنیم!


۴-ترکه زنگ میزنه فلسطین، میبینه اشغاله!


۵-از ترکه میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: هفت تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا ین که فقط یکیه! میگه: آخه دادم mp3ش کردن!


۶-ترکه میافته تو چاه، فامیلاش سند میگذارن درش میارن!


۷-ترکه کارت تلفن میخره، عجالتاً اول میده پرسش کنن!


۸-ترکه سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا این چه کاریه میکنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه کمک کنم!


۹-میخواستن الهی قمشه‌ی رو ترور کنند، تو سشوارش بمب میگذارن!


۱۰-تو تبریز حکومت نظامی بوده، یارو سروانه به سربازش میگه که تو اینجا کشیک بده، از هفت شب به بعد هرکسی رو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش که تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یک بدبختی رو کشته! داد میزنه: احمق! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه میگه: یلده قربان این یک آآدرسی   پرسید که عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیکرد۱- تركه داشته بچشو نصيحت مي‌كرده، ميگه پسرم اگه خواستي زن بگيري از فاميل بگير، نيگا كن، مثلا داييت زن داييتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم كه مامانتو گرفتم


۲- يك هواپيما تو تبريز سقوط مي كنه تيم جستجو روز اول 400 جسد رو پيدا ميكنن , روز دوم 600 نفر رو پيدا ميكنن , روز سوم 1000 نفر رو پيدا ميكنن . خبر به تهران مي رسه از تهران بازرس ويژه مي فرستن براي بررسي , مي بينن كه هواپيما تو قبرستان سقوط كرده بوده


۳- به تركه ميگن بچت حشيش مي‌كشه ميگه حشيش چيه؟ ميگن يه چيزيه كه آدم مي‌كشه و ميره تو فضا. شب پسرش مياد خونه و تركه بهش ميگه اصغر حشيش مي‌كشي؟ پسره ميگه نه بابا چطور مگه؟ تركه ميگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا ديدنت!


۴- يه روز تلوزيون اردبيل راز بقا نشون ميداده که توش چند تا خر ميريزن سر يه شير و شير رو ميکشن ...تلوزيون اردبيل هم سرود ورزشکاران...دلاوران ... رو پخش ميکنه


۵- به یه ترکه میگن : « برو یه روزنامه کیهان یا اطلاعات بخر » بعد یک ساعت دیدند ترکه سر یک خر را گرفته و با خودش می آرد .


با تعجب پرسیدند : تو رفتی کیهان بخری این چیه ؟
گفت : راستش کیهان و اطلاعات نبود . منم « همشهری » خریدم


۶- ترکه میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست . با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟


۷- به ترکه ميگن خدا چيه ؟ ميگه خدا خيلي خوبه و مهربونه و آفريننده ي اين جهانه . ما که خيلي دوستش داريم . ابوالفضل نگهدارش باشه


۸- ترکه به دیواره اتاقش عکس یه گوره خر زده بودیه روز دوستش بهش میگه این عکی کیه زدی به دیواره اتاقت میگه عکس بابامه موقعی که تو یوونتوس بازی میکرد


۹- از تركه ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ تركه ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!!!


۱۰- تركه ميره پرچم ايران بخره ميگه :اقا يه پرچم ايران بدين مرده مياره تركه ميگه ببخشيد رنگ ديگشو نداريد؟

۱-ترکه سوار الاغ داشته ميرفته.هر که به او نگاه ميکرده ميگفت:چيه خر دو طبقه نديدی.....


۲-تهرونيه و رشتيه و اصفهونيه ميرن قهوه خونه ، سه تا نسكافه براشون ميارن تو هر كدوم يه سوسك افتاده بوده ، تهرونيه نسكافه رو مي ريزه دور ، رشتيه سوسك رو در مياره نسكافه رو ميخوره اصفهونيه سوسكو مياره بيرون ميگه يالا هر چي خوردى بريز سر جاش


۳-تركه ميميره، باباش رضايت نميده!


۴-تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟


۵-زنِ تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!


۶-تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!


۷-تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره


۲- ترکه اکس می خوره نفر اول المپیاد فیزیک می شه


۳- شیطان اکس می خوره مردم رو به راه راست هدایت می کنه

 
۴- به ترکه می گن با یاماها جمله بساز می گه فارسا خر هستن یاماها


۵- به ترکه می گن شما فارس هستین میگه نه عزیز چشماتون قشنگ می بینه


۶- یه روز یه کتاب جک پاره می شه از توش ۱۰۰۰۰۰۰ تا ترک می ریزه بیرون


۷- به ترکه می گن پشتت خاکیه می گه پس می خواستی آسفالت باشه

1- ترکه میره مشهد حرمو که می بینه می گه: یا امام رضا با این همه طلا چرا هشتم شدی


2- شباهت ترک دانا با دایناسور در اینه که هر دو تاشون منقرض شدن


3- یه روز به ترکه می گن : دو دو تا میگه : ۴ تا می گن :اه اه جکو خراب کردی رفت


۴- تر که کمرش درد می کرده میره دکتر دکتر بهش می گه باید پیاده روی کنی چند روز بهد ترکه زنگ می زنه مطب دکتر می گه دکتر جان من الان مرز ایران عراقم بازم پیاده روی کنم یا بسه


۵- ترکه می میره روحش لا پنکه گیر می کنه


۶- لره با ترکه دعواش می شه لره یه سنگ بزرگ برمی داره پرت می کنه ترکه می پره هد می زنه


۷- ترکه می ره مسابقه قرآن خوانی سوره بنی اسرائیل بهش می افته انصراف می ده


۸- ترکه می ره تو دل طبیعت هضم می شه


۹- ترکه جونش به لبش می رسه تف می کنه
از اینکه دیر آپ شد شرمنده


۱-از غضنفر مي پرسن؟ چي شد معتاد شدي؟
مي گه: با دوستام قرار گذاشتيم، روزهاي تعطيل با هم يه بست بزنيم. زد و امام رحلت فرمودن، دو هفته تعطيل .


۲-به يارو مي گن: اين همه سيگار کشيدي، به چي رسيدي؟ مي گه: به فيلترش.


۳-غضنفر بنز الگانس برنده مي شه، مي فروشه و الاغ مي خره.


۴- به یه بسیجیه میگن دو دوتا چند تامیشه میگه هرچی رهبر بگه.


۵-به غضنفر مي گن: با " ارتش کوفه " جمله بساز،مي گه : عرط شکوفه داري...مثل گل بهاري!!!

۶-به غضنفر مي گن با "بالش" جمله بساز.
مي گه : ما رفتيم خونه . تفنگ رو برداشتيم . رفتيم شکار پرنده . زديم تو بالش !!!
بهش مي گن : بابا . با اين بالش نه ! اون يکي بالش !
مي گه : آها ... ما رفتيم خونه . تفنگ رو برداشتيم . رفتيم شکار پرنده . زديم تو اون يکي بالش!!!
بهش مي گه : آقا اصلاً بالش رو ول کن . برو با تشک جمله بساز .
مي گه : ما رفتيم خونه . تفنگ رو برداشتيم . رفتيم شکار پرنده .
بهش مي گن : پس تشک چي شد ؟
ميگه : وايستا گضيه داره ... تا او مديم پرنده رو بزنيم ""تو شک"" مونديم بزنيم تو اين بالش يا اون بالش!!!


۷-به غضنفر ميگن با اتوبوس جمله بساز ميگه اتو بوس کردم لبم سوخت..........
منو ببخشید که دیر وبلاگ آپدیت شد . حالا امید وارم که منو ببخشید.


۱-یه بار یه ترکه می خواست پشتشو بخارونه دستش نمی رسید زیر پاش آجر گذاشت.......


۲-یه بار یه ترکه پدرشو میکشه ازش میپرسن چرا پدرتو کشتی میگه اخه این اواخر به مادرم بد نگاه میکرد..........


۳-یه بار یه ترکه پوست موز میبینه پیش خودش میگه باز باید زمین بخوریم......


۴- یه بار یه ترکه میفته تو جوب واسه این که ضایع نشه صدای قوطی میده..........


۵-یه بار یه ترکه تو خیابون زمین می خوره میخوره واسه این که ضایع نشه بقیه راه رو سینه خیز میره...............


۶- یه بار یه ترکه جلو دوست دخترش زمین میخوره واسه این که ضایع نشه میگه حرکتو داشتی.............


۷-یه بار یه ترکه با عربه دعوا میگیره و یهش فحش میده...ترکه هم مدام میخنده. ازش می پرسن چرا میخندی؟ میگه من بهش فحش میدم اون واسم قرآن میخونه........


۸-تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش میزارن خود داریوش میاد چهارم میشه.......

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 15:27  توسط فرهاد  |